العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
149
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
« اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ » يعنى بر آنها مسلط شده و ياد خدا را از دل و زبان آنها برده « كَمَثَلِ الشَّيْطانِ » بيضاوى در - 2 : 511 - گفته : يعنى نمونه منافقان در تشويق يهود بجنگ نمونه شيطانست كه بآدمى گويد كافر شو و او را بكفر وادارد بمانند يك فرمانده و چون كافر شود از او بيزارى جويد از ترس عذاب ، و گفتند منظور از انسان ابو جهل است كه ابليس در روز بدر به او گفت : امروز كسى بر شما چيره نشود و من پناه شمايم - الآية - و گفتند منظور يك راهب است كه او را بهرزگى و ارتداد واداشت . « و مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ » طبرسى - ره - گفته : در آن چند قول است : 1 - يعنى از شر وسوسه جنى كه در سينه مردم وسوسه كند و در آخر سوره است . 2 - از شر وسوسه گر كه شيطانست و در خبر است كه وسوسه كند و چون پروردگارش ياد شود نهان گردد و آنگه خدا او را وصف كرد كه « آنست كه در سينه مردم وسوسه اندازد از پرى و آدمى » يعنى سخنى نهانى گويد كه بدل آنها نشيند بىشنيدن با گوش وانگه گفته است اين شيطان وسوسهگر از جن است و همان ديوانند كه خدا فرمود « جز ابليس كه جن بود » و ناس را بر وسواس عطف كرده يعنى پناه به خدا از شر وسواس و از شر ناس و گويا او را فرموده به خدا پناهد از شرّ پرى و آدمى . 3 - مقصود شر ذى الوسواس خناس است كه آن را به جن و آدمى هر دو تفسير كرده و وسوسه جن همان وسوسه شيطانست و در وسوسه آدمى دو وجه است : يكم : وسوسه كردن آدمى خودش را دوم : گمراه كردن يكى از مردم ديگرى را و دليلش « شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ ، 112 - الانعام » است كه شيطان جن در دل وسوسه كند و شيطان انس در آشكار آيد ، روايت است كه اندرز گويد و قصد بدى دارد .